مست ومستانه بگریم
مست و مستانه بگریم بر مینای دگر
من به میخانه ی عشقم تو برو جای دگر
تو آن ناوک مژگان بلند و لب و لعل
من و عشق و رخ و ماه و تو فردای دگر
دل من گرچه هدف بازی مژگان تو شد
لیک از میکده آمد رخ زیبای دگر
ای مه چهاردهم از دل مهراب نیاز
جلوه ای کرد مرا با قد و بالای دگر
سراپای نگهم غرقه آن نورش شد
آتش هستی من سوخت به سودای دگر
آسمان دل بیدل جلوه انوار گرفت
شب هجران به سر آمد به تمنای دگر
+ نوشته شده در سه شنبه پنجم آذر ۱۳۹۲ ساعت 16:18 توسط منوچهر منوچهری
|
منوچهر منوچهری (بیدل) ترانه سرا