ماه من
ماه من چشم امیدم به تماشاست هنوز
آسمان دل من غرق تمناست هنوز
زین تغابن که دلم داده به رسوایی عشق
سرپای نگهم غرقه ی دریاست هنوز
گوهر مردمک دیده چه خون گشت دگر
تب بیماری و عشق و دل شیداست هنوز
زاد راهم که جز امید وصالت نبود
توشه بی کسیم اشک تمناست هنوز
من بی دل که اسیر عشق تو گردیدم
صبح امید من آن صورت زیباست هنوز
دل سودا زده ام موج زند در دل شب
چون که آن روی مهت در دل دریاست هنوز
+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و دوم خرداد ۱۳۹۲ ساعت 11:29 توسط منوچهر منوچهری
|
منوچهر منوچهری (بیدل) ترانه سرا