هدیه به استاد بیدل
خانمچرخچی
استاد ارجمند سلام
وقتي با من حرف مي زني دلم را بهاري ميكني
و روزهايم را آفتابي![]()
همه جا سبزه مي رويد
همه ي گلها بمن لبخند مي زنند
خورشيد گرمايش را در تنم مي ريزد
وشور عشق را در دلم جاري مي سازد
همه ي گل غنچه ها بمن اشاره ميكنند.
دنيا براي من مملو از
عطر باران ميشود![]()
در آغوش صميميت به سرزمين عاشقي سفر ميكنم
احساس مي كنم زنده هستم
بر لبانم ترانه مي شكوفد و تو را مي سرايد
دلم مي خواهدمثل چلچله ها تا اوج آسمانها پرواز كنم
آري تو بال پرواز مني
بامن حرف بزن بامن حرف بزن
با من حرف بزن بامن حرف بزن
بی بال پر در کنج قفس من بي تو مرغك
استاد ارجمند جناب منوچهر منوچهري سلام
تا آيه هاي روشن دستت دعا نشد
چشمت به چشم پنجره اي آشنا نشد
مي شد شبي ز غيرت آئينه بگذري
گلدسته هاي منطق سبزت رضا نشد
چون شانه هاي مهر تو سجاده میشود
دستي كه از محبت دستت جدا نشد
تمام محبت های تودردل ماست عزیزدل
بی محبت دلی که باد ل ماهم صدانشد
فردا تمام فاصله ها واژگون ماست
پر پر دلي كه با دل تو هم صدا نشد
پر پر دلي كه با دل ما همصدا نشد.
همیشه بهاری باشی ممنونم دخترم ![]()
![]()
منوچهر منوچهری (بیدل) ترانه سرا