دلم از عشق تو
دلم ازعشق توچوگل گردیده تودر تو
بیاای ماه من تا این عقده بگشائی
بیا این قایق عشق را باموج نگاه خود
ببر تا آخر دنیا با صبر وشکیبائی
تماشاکن این دل را با ناز نگاه خود
بگواین شعر تنهائی با صبرو شکیبائی
به دنبال عشق تومیگردم به کوهوصحراها
به که گویم زکه جویم این نام ونشانه ها
زبس منتظر ماندم دو چشمم گشته نا بینا
زتوخواهم که شعر گوئی بگیرم ازتو بینائی
غروب عمر من دیگر به شعر تو پا نمی گیرد
بیا ای شاعر عشقم نکن امروزو فردائی
من ترانه سرای شهر باران زده ام
+ نوشته شده در شنبه بیست و پنجم شهریور ۱۳۹۱ ساعت 17:26 توسط منوچهر منوچهری
|
منوچهر منوچهری (بیدل) ترانه سرا