Normal 0 false false false MicrosoftInternetExplorer4

 

تمام یادها رفتند وبر دل ماند فریادی

عزیز بهتراز جانم دمی از دل نما یادی

سکوت غرق فریادم زسر بردست شیدایی

در این ویرانه دل دارم برایت کنج آبادی

بیاوآشیانم را به خنجر رنگ وبویی ده

ستانم از کفم جان راکه تیر انداز واستادی

من از بیگانه می نالم تو از من ناله را کم کن

زچشمانت گمان دارم نگاهی از سر شادی: